زن سی ساله
هميشه دلم مي خواست قبل از رسيدن به سي سالگي خيلي كارهاي مهم تو زندگيم كرده باشم و به اصطلاح به جايي رسيده باشم. تو رشته اي كه دوستش داشتم ليسانس گرفتم، تو شغلي كه دوستش نداشتم به جاهاي مهمي رسيدم، با كسي كه دوستش داشتم عقد كردم و تو شرايطي كه دوستش ندارم دارم زندگي ميكنم( بگذريم از اونايي كه از دل آدم خبر ندارن و به همين وضعيتم غبطه ميخورن). و حالا رسيدم به سي سالگي سني كه هميشه ازش وحشت داشتم و معتقد بودم سي سالگي پايان جوونيه و اول راه پيريه. و حالا ميبينم خيلي از كارهايي رو كه ميخواستم انجام ندادم و وقت انجامشون ديگه سر اومده. حالا من يه انسان متاهل سي ساله ام كه غافلگير شده يه انسان متاهل سي ساله وحشتزده كه زودتر از اونچه كه فكرشو ميكرد به اول راه پير شدن رسيد بدون اينكه آمادگيشون داشته باشه بدون هرگونه آمادگي روحي، معنوي، اجتماعي و فرهنگي!
|
By : Night Skin |
