تبليغاتX
زن سی ساله - رنج


زن سی ساله

 

خانومی رو می شناسم که بیشتر مرده تا زن درحالیکه طفلک نهایت سعیش رو می کنه تا یه زن واقعی به نظر برسه. علی رغم اینکه تلاشش رو تحسین می کنم ولی باید بگم که زنانگیش کاملا تصنعی به نظر میاد.

خانومی رو می شناسم که از همه دنیا طلبکاره. حتی اگه خودش مسبب یه اشتباه باشه از دیگران طلبکاره که چرا قبلا بهش نگفتن نباید اون کار رو انجام می داده بنابراین خودش اصلا تو این ماجرا مقصر نیست. همین آدم دست بر قضا علی رغم ظاهر مغروری که داره و خودشو از خیلی ها سرتر میدونه تو دلش آتیش حسادت برپاست و مطمئنم خیلی از طلبکاری هاش از دنیا به همون عقده هایی برمی گرده که ناشی از حسادتش نسبت به دیگرانه.

خانومی رو می شناسم که همیشه تو زندگیش نقش بازی می کنه. هیچ وقت نمی تونی خود واقعیش رو از بین چهره های متعددی که به خودش می گیره شناسایی کنی. وانمود می کنه که شجاعه فعاله طنازه خوش فکر و باهوشه کاراش داره برای رفتن به خارج از کشور مهیا می شه دوستان زیادی داره که کشته مرده شن و همه از ایده هایی که می ده شگفت زده می شن... البته فکر کنم واقعا آدم باهوشي باشه چون معمولا آدمهاي باهوش مي تونن اين همه نقش به خودشون بگيرن و به اين خوبي تظاهر كنن. ولي اگه كنجكاو باشي و خوب در شخصيتش دقت كني مي بيني شخصيت اصليش مثل يه خمير بي حالت مي‌مونه كه مي تونه به هر شكلي دربياد و هيچ ثباتي نداره.

لازم نيست حتما يكي خدایی نکرده مصیبتی سرش بیاد تا احساس رنج كنه.

خيلي ها هستن كه هميشه با درون خودشون درجنگند و اين درون خودشونه كه رنجشون مي‌ده.

نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 9:6 توسط نارگل| |


By : Night Skin