زن سی ساله
رئيس من يكي از باهوش ترين آدماي دنياست: - حواس پنجگانه اش بينهايت دقيق و تيزه. با وجود اينكه سريع راه ميره و در كمتر از ١٠ ثانيه كل راهرو رو طي ميكنه تا به اتاقش برسه اما وقتي ميرسه مي دونه هر كسي دقيقا داشته چي ميگفته، چي كار ميكرده، چي ميديده، چي ميخونده، ... - پيچيده ترين محاسبات رو ذهني و در كوتاه ترين زمان ممكن انجام ميده. فرمولهاي مختلفي اعم از فرمولهاي مثلثاتي، جبر، شيمي، آمار و احتمال، حسابداري و برخي فرمولهاي من درآوردي و اختراعي تو ذهنش داره كه ابزار دستشن و هيچ مساله اي نيست كه نتونه حلش كنه. - وقتي اسناد و چكها و ... رو براي امضا براش ميبرن، دقيقا ميدونه كجاي يه سند ٥٠ صفحه اي بايد دنبال ديتاهايي باشه كه كمكش ميكنه صحت سند رو تاييد كنه. و در يك لحظه كل اشتباهات وارد بر سند رو ميبينه كه هر كدومش ميتونه مربوط به يه واحد و بنا به علل زيادي باشه كه هيچ كدومش از چشمش دور نميمونه. -در آن واحد ميتونه به چندين مساله فكر كنه و هر قضيه اي فقط بخشي از ذهنش رو درگير ميكنه و در نهايت همشونو به جواب صحيح و منطقي ميرسونه. - داده هايي رو كه دريافت ميكنه در كمترين زمان و به بهترين شكل آناليز ميكنه. - تصميم هاش هميشه درست و بهترين گزينه است. رئيس من يكي از بالاترين حافظه هاي دنيا رو داره: - اندازه٣تا كتابخونه ملي اطلاعات مختلف تو حافظش داره. - براي بازخواني اطلاعات و خاطراتش نيازي به فكر كردن نداره. - اطلاعات به صورت طبقه بندي شده در ذهنش نگهداري ميشن. - بدون اينكه فكر كنه ميتونه بهت بگه نرخ بيكاري در سال 1974 در گينه بيسائو چقدر بوده و شاخص سهام فلان شركت در سال 1350 چقدر و رهبر نهضت چي چي ايسم در سال 1536 در فلان نقطه دور افتاده زمين كي بوده. - پارسال كه رفته بودي پاتختي خواهر زاده ات بعد از ظهر مرخصي گرفته بودي پس چرا الان كه ميخواهي بري پاتختي يه خواهر زاده ديگه ات داري ظهر ميري؟ رئيس من يكي از بهترين مديراي دنياست: - با وجود تعداد زياد پرسنل ولي با هركسي مدل خودش رفتار ميكنه - بيشتر اهل تشويقه تا تنبيه - موقع تنبيه شرط انصاف رو در نظر مياره - از كار، زياد عيب جويي ميكنه اما از شخص، هرگز - تمام انرژي و توانش رو براي پيشبرد و بهتر شدن اهداف شركت ميذاره - اهل تجمل نيست. اتاقش ساده ترين اتاق مديريتيه كه تو تمام عمرم ديدم - اهل تملق گفتن و تملق شنيدن نيست - پارتي بازي نميكنه - شجاعه و از كسي حساب نميبره - قاطعه و كاري كه ميخواد بايد انجام بشه - حسي كه در پرسنل نسبت به خودش ايجاد كرده به نوعي خوف و رجاست رئيس من يكي از خوبترين آدماي دنياست: - با گذشت است - اهل افراط و تفريط نيست - دروغ نميگه - غيبت نميكنه - به فكر آينده زن و بچه اشه - با وجدانه - با شرافته - دنبال پيشرفت و ترقيه - قانعه - اعتماد به نفس بالايي داره - ميهن پرسته - آينده نگر و دورانديشه - فعاله - ساده و بي آلايشه - تميز و آراسته است - كينه اي نيست - حسود نيست - عصبي نيست - مهربونه و حالا اين آدم خوب داره ميره. داره از شركتي كه خودش بنيانشو گذاشت و طي چهار سال به ثمر رسوندش و صاحب نامش كرد مي ره. مي ره كه باز بنيان گذار شركت جديدي بشه كه قراره يكي از بزرگترين ها باشه. و من به عنوان كسي كه در طي چهار سال گذشته شاهد همه خوبي هاي اين مدير و شاهد سختي هاي راه بودم، به عنوان كسي كه او هم سهم كوچكي در بالندگي اين شركت داشت سوگوارم. با اينكه بيشتر از سه ماهه كه يه حدسايي ميزدم و بيشتر از يك ماهه كه رئيسم خودش به من گفته كه ميخواد بره اما باورش هنوز برام سخته. شايد فقط دو سه روز ديگه تو اين شركت باشه و بعد همه اون خوبي ها به يكباره كوچ ميكنه و ميره.
|
By : Night Skin |