تبليغاتX
زن سی ساله


زن سی ساله

 

از بدحسابی متنفرم. بد حساب کسیه که از خط قرمزهای من عبور می کنه.

هر چی نسبت اون فرد بد حساب به من نزدیکتر باشه میزان تنفرمم از ازش بیشتر می شه.

نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت 10:24 توسط نارگل| |

 

هر وقت که محموله ها می رسن شرکت مثه بارانداز می شه. پر از کانتینر و کامیون وجرثقیل و لیفتراک و کارتنای بزرگ بزرگ. و پر از آدم که همه جا پراکنده ان. حس جالبیه. گاهی وایمیستم پشت پنجره و برای چند دقیقه نگاشون می کنم.

نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت 8:35 توسط نارگل| |

 

دو روز پیش بطور اتفاقی شنیدم که امکانی برای بچه ها مهیا شده که بتونن وام ۲ میلیونی بگیرن. قصد گرفتن وام نداشتم ولی از سر کنجکاوی پیگیر شدم دیدم یکی از خانومای مالیچی هماهنگ کننده قضیه است. گفت خیلی وقته اعلام شده مگه شما خبر نداشتی. می گم نه! می گه به همه بچه ها ایمیل زدم به شما مگه نزدم. می گم نه! می گه لابد چون فکر می کردم وضع شما خوبه بهت خبر ندادم!

و بعد در ادامه می گه حتی بعضی مدیرا برای خودشونم ثبت نام کردن!

خدایا شکرت که وضع من از مابقی مدیرا و پرسنل شرکت بهتره و خودم خبر ندارم!

 

نوشته شده در سه شنبه 14 مهر1388ساعت 9:27 توسط نارگل| |

 

ديشب فيلم Green card رو مي ديدم. رفتاراي برونته خيلي شبيه مريم بود. دلم براي مريم بي معرفت خيلي تنگ شده. ولي اين دليل نميشه بهش زنگ بزنم.

نوشته شده در دوشنبه 6 مهر1388ساعت 11:5 توسط نارگل| |

 

اين خانوم كارشو تو شركت از كارشناسي شروع كرده و در حال حاضر دو تا مديريتو به عهده داره كه از مهمترين و پرکارترين مديريتهاي شركته. با توجه به سختگيري ها و خساست هاي رئيس قديم و با توجه به عوض شدن سه تا مديرعامل سير تكاملي اين خانم عزيز كاملا نشون دهنده قابليت ها و تلاش هاي ايشونه.

از چهار پنج سال پيش كه مي شناسمش تو هر سمتي كه بوده و هر كاري كه به عهده اش گذاشتن به خوبي انجام داده. دانشش رو داشته و از تمام توانش مايه گذاشته.

و تازه مسؤوليتها و مشغله ها ريز و درشت كاري ديگه اي ام داره. ضمن اينكه بايد تو وقت غير اداري جوابگوي تلفناي گاه و بيگاه همكارا هم باشه.

آدم بي ادعاييه. خوش برخورده. تميز و آراسته است. خوش قوله. عصبي نيست. معمولا تو رفتارش فراز و فرود نداره. به ارزشهاي اخلاقي و مذهبي ديگران احترام مي ذاره. انعطاف پذيره. آستانه تحملش بالاست. وجدان كاري داره. سريعه. با دقته. با هوشه. بهره وريش بالاست و تو ساعت اداري نه وقت كم مياره نه وقت زيادي داره كه به بطالت بگذرونه.

معمولا سخته باور كنيم خانومايي با همه مشخصات بالا داراي عواطف رقيقي باشن و يا تمام و كمال به وظايفشون تو خونه هم رسيدگي كنن ولي جالبه بدونيد كه ايشون با عشق ازدواج كرده و انقدر رو عشقش پابرجاس كه به قول خودش شوهرش رو از بچه اش بيشتر دوست داره. چيزي كه شايد تو مادرا كمتر صدق مي كنه.

ضمن اينكه تو چند تا عكسي كه تاحالا ازش ديدم برق زدن خونه و زندگيش از تميزي كاملا مشهوده. الان كه خودمم متاهل شدم مي فهمم چقد براي يه زن كارمند سخته كه خونه شو هميشه براق نگه داره (براي اونايي كه نمي دونن مي گم كه برق زدن خونه چيزيه فراي تميزي.)

 تازه مسؤوليت پسرك شيطونش هم هست. و من از بين گفته هاش متوجه شدم كه خيلي خوب داره وظايف مادرانه ش رو انجام مي ده و هيچ كدوم از كارايي كه داره باعث نميشه كه براي پسركش كم بذاره. اين روزا براي اينكه بتونه به مهد عادتش بده هر روز كمي مرخصي مي گيره مي ره بچه رو از مهد تحويل مي گيره مي ذاره پيش مامان بزرگش بعد دوباره اين همه راهو مي كوبه مياد شركت. فكرشو بكن!

تو هفت سال سابقه كاري اي كه داشتم به جز رئيس قديم و اين خانوم مدير هيچ كس ديگه اي رو نديدم كه تا اين حد ويژگي هاي مثبت و قابل تحسين داشته باشه. جاي تعجبم نداره. آدمايي با اين همه ويژگي مثبت واقعا استثنا هستن و من اين شانس رو داشتم كه با دوتاشون سالها كار كنم.

از رئيس قديم مصادف با رفتنش نوشتم. سوگواری اما از اين خانوم به معناي واقعي مدير الان مي نويسم نه بعد از رفتنش( از شركت منظورمه. اميدوارم عمرش دارز باشه) كه نگين هر كي ميره عزيز مي شه.

اگرچه بعيد مي دونم كه ايشون بخواد از شركت بره اما بهرحال با اين اوضاع و احوال قمر در عقرب ديگه هيچكس از آينده اش مطمئن نيست. شايدم من رفتني شدم و ديگه هرگز نتونستم از اين همه خوبي تجليل كنم.

نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 16:6 توسط نارگل| |

 

از صبح تا حالا این دومین باریه که تو مراسم تودیع مدیرامون شرکت می کنم. انقد سردرد دارم که احساس می کنم تو یه روز دو تا مراسم ختمو پشت سر گذاشتم.

نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 16:35 توسط نارگل| |


By : Night Skin