تبليغاتX
زن سی ساله


زن سی ساله

 

یعنی در عرض کمتر از دو هفته هیات مدیره قبلی پکید و منحل شد و هیات مدیره جدید به همراه مدیرعامل جدید انتخاب شدن.

یعنی در عرض یک سال و نیم گذشته این سومین مدیرعاملیه که من داشتم!

و کلی یعنی های دیگه که اسرار شرکت محسوب می شه و حتی برای شمایی که اسم شرکت ما رو نمی دونی فاش نمی کنم. جون شما راه نداره. این تن بمیره راه نداره به مولا.

بدجوری نگرانم. برای همه بچه ها. معمولا تو اینجور موقعیتا دشمنای داخلی فرصت پیدا می کنن ضربه های کاری و مهلکی به بقیه وارد کنن. این به مراتب خطرناکتر از سیاست گذاریای کلان هیات مدیره ست.

نوشته شده در یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 14:57 توسط نارگل| |

 

ظاهرا هر وقت مجالی برای مسافرت دست می ده باید اخباری بشنوم که تا مغز استخونم تیر بکشه.

نوشته شده در سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 13:59 توسط نارگل| |

 

دیشب برای اولین بار یکی از تاجهای دست سازمو به یه آرایشگاه فروختم!

امشب و فردا شب عروس دارن. مطمئنم که برای هر دوشون استفاده می کنن.

دو تا حس خوب دارم: یکی اینکه می بینم دیگران چیزی رو استفاده می کنن که من خلقش کردم.

و دیگه اینکه دارم کسب درآمدو به شیوه ای غیر از کارمندی تجربه می کنم.

نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 9:12 توسط نارگل| |


By : Night Skin